X
تبلیغات
رایتل

عباس دستکی

چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 12:41

عباس دستکی ملقب به عباس کله از بچه محل های قدیم ما همیشه عشق خارج داشت . صبح تا شب می نشست و از خارج می گفت و از بدی ایران ... 

به هر آب و آتشی زد که از این مملکت برود ولی نتوانست اقامت هیچ جهنم دره ای را بگیرد . 

دست آخر همه دار و ندار زندگی اش را فروخت و داد دست دو تا قاچاقچی که از ترکیه او را بردند بلغارستان و آلمان و بالاخره خودش را به هزار زحمت رساند به سوئد ... 

 

پلیس مهاجرت سوئد او را بازداشت کرد و می خواست برش گرداند ایران که عباس کله گفت که نمی تواند برگردد . پلیس مهاجرت دلیلش را پرسید و عباس کله هم خودش را زد به ننه من غریبم و به دروغ گفت که تمایلات همجنسگرایانه دارد و در ایران نمی تواند آزاد باشد و ممکن است اعدامش کنند . پلیس مهاجرت سوئد با عزت و احترام او را فرستاد به کمپ مهاجرین غیر قانونی و عباس کله هم قند توی دلش آب شد که اقامتش را گرفته است اما خبر نداشت چه خوابی برایش دیده اند . 

 

عباس بینوا را فرستاده بودندبه کمپ همجنسگریان و عباس هم از خدا بی خبر یکی - دو روز آنجا ماند و وقتی دید که عفتش دارد به باد می رود به غلط کردن افتاد و خودش را به پلیس مهاجرت معرفی کرد و گفت : آقا ! جون مادرتون منو بفرستید ایران ... چیز خوردم .  

به خدا من همجنسگرا نیستم . 

 

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo