میدونی چیه ملیکا ؟ قبول دارم اینجا بیشتر خودم هستم و خیلی هم دوستش دارم ولی نه قدر جوگیریات پستهای اینجا فقط واسه دل خودمه و اصراری هم ندارم کسی بفهمدشون بعضی هاشون رو شاید هیچوقت نشف فهمید و خودمم وقتی بعدا بخونمش منطور خودمو متوجه نشم ولی ایستثنائا این یکی رو قول میدم یکروز معنیش رو بفهمی ۲۹ مهر یادت باشه ...
حالا من موندم چی شد که به مغز کافه چی زد که این پست میتونه خبر از حضور یک نی نی بده؟؟؟؟؟نه واقعن سواله برام؟؟؟!!!! کافه چی....اخه چرا؟!چرا؟!چراااااااااااااااااااااااااااااااا؟!
_دقت کردین من از اون عمه ها هستم که به جای اینکه فحشخورم ملس باشه خودم شخصا مدام در حال فحش دادن هستم!؟! خداییش وقتی پیر بشم دیگه چی میخوام بشم؟! واه...خدا به دور! عمه ی پیر غرغرو!
الهی قربون اون زبون درازت برم عمه! ولی برای اینکه عادت کنی به این که بعد از اجابت مزاج حتما دستهایت را با صابون بشوری لازمه که از الان این روند شروع شه! ضمنا!! دیگه نبینم در شیوه های تربیتی عمه دخالت کنی ها! آفرین عزیزم!!
ااااااااا؟ پس مبارکه دلی جان! خوب شد گفتی خواهر! پس نوبت های اجابت مزاج این گل هنوز نشکفته رو از الان بین خودمون دوتا تقسیم میکنیم! دستشویی کوچیکش با تو دستشویی بزرگش با من
حمام بردنش با پدر بزرگوارش و احیانا شیر دادن و اینهایش را هم مادر گرامی اش به عهده میگیرند! خسته نباشیم جمیعا!!!
روی کمک من هم حساب کنید. هر وقت میخواستید مرباتون!! رو دعوا کنید!!! اگر بدونید بچه های توی پرکتیسمون چه جوری زهره اشون از من آب میشه. هر وقت سر واکسن زدن ادا درمیارند (بمیرم براشون) دکتره میگه اینها پروین رو لازم دارند. اشم من میاد عین بچهء خود امام حسین میشینند تا دکتر بهشون هر چندتا آمپول دلش میخواد بزنه!!! خلاصه ... ممکنه این قابلیت ما در آینده به دردتون بخوره.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چه زود شد بیست و نهم
انگار همین دیروز بود پست نوشتیم برای اول مهر
بازی کردیم و رادیور جوگیریات و ...
اووووووووووووواه
چه زود گذشت
عمو جان نمیدونم چرا اینجا خیلی راحت تره ، اینجا خیلی سفید تره اینجا خیلی .... اینجا انگار خیلی بیشتر از جوگیریات خودتی عمو جانم
اینجا خیلی راحت ترم
سه چهار پنج نمیدونم چند بار خوندمش ولی نفهمیدمش ...
میدونی چیه ملیکا ؟
قبول دارم اینجا بیشتر خودم هستم و خیلی هم دوستش دارم ولی نه قدر جوگیریات
پستهای اینجا فقط واسه دل خودمه و اصراری هم ندارم کسی بفهمدشون
بعضی هاشون رو شاید هیچوقت نشف فهمید و خودمم وقتی بعدا بخونمش منطور خودمو متوجه نشم
ولی ایستثنائا این یکی رو قول میدم یکروز معنیش رو بفهمی
۲۹ مهر یادت باشه ...
مرسی که هوای من و اینجا داری عمو جان
من دارم عمه میشم ؟!
هرررررررر
اینو خوب اومدی تیراژه
۲۹ مهرماه رو یادم می مونه
یعنی جدی جدی من دارم دختر عمو دار میشم ؟
یعنی افتخار آشنایی با یک متولد تیر دیگر را به زودی پیدا خواهم کرد ؟
۲۹مهر
ثبت شد توی ذهنمون واسه اون روزی که معنیش رو بفهمیم
لایک به کامنت دل آرام
ای خدا لعنتت کنه تیراژه که هرچی می کشیم از دست تو می کشیم
کیامهر چی میگن بچه ها؟
دختر عمه دار شدم ؟!
از دست من چرا؟ من چیکاره بیدم ؟
عمه به این خوبی!
به این ماهی!
به این خوش اخلاقی!
والا!!!
عمه توئی الان تیراژه ؟!
فحش ها هواله به توئه ؟!
ای خاک بر سرت نکنن محمد
حواله...نه هواله!!
بی سوات!
مهم نیت قصه هست ...
عاغا ما کی رو اذیت کنیم فحشش بیاد سمت عممه تی تی ؟!
لا اله الا الله!!
استغفر الله!
دمت گرم محمد
خوب حال عمه خانوم رو گرفتی
چی شده؟
من هم پس خاله ی مجازی بچه شم که یهو بچه مون بی خاله نمونه
حالا من موندم چی شد که به مغز کافه چی زد که این پست میتونه خبر از حضور یک نی نی بده؟؟؟؟؟
نه واقعن سواله برام؟؟؟!!!!
کافه چی....اخه چرا؟!چرا؟!چراااااااااااااااااااااااااااااااا؟!
جزیره جان یکم روز و ماه ها رو جمع بزن، متوجه میشی قضیه از چه قرار
با اون جواب بابک به بادباک خانومم که دیگه قضیه خیلی تابلو خواهرم م م م م
فقط عمه تیراژه یکم زود فسفر سوزند
جزیره
چرا و زهرماررررررر!
_دقت کردین من از اون عمه ها هستم که به جای اینکه فحشخورم ملس باشه خودم شخصا مدام در حال فحش دادن هستم!؟!
خداییش وقتی پیر بشم دیگه چی میخوام بشم؟!
واه...خدا به دور! عمه ی پیر غرغرو!
عمه جان من پی پی کردم
لطفا بیا منو بوشور
اگه فامیلی این میوه ی نوبرانه اسحاقی باشه که باید بگم :چشم عمه جووووووون
عمه قربونت بره الهی که هنوز به دنیا نیومده زبون داری 6مترررر!
معلومه فاملیم اسحاقیه
واقعا در مورد ما چی فکر کردی عمه؟
ما از اوناش نیستیم که فامیلیمون با بابامون فرق بکنه
باشه عمه جون
پی پی کردنت تموم شد؟
حالا بلند شو برو تا لهت نکردم!
قبلش هم مثل یه بچه ی خوب دستاتو با صابون بشور!
خودت دستاتو بشور عمه
من که دست نزدم
فقط زور زدم
الهی قربون اون زبون درازت برم عمه!

ولی برای اینکه عادت کنی به این که بعد از اجابت مزاج حتما دستهایت را با صابون بشوری لازمه که از الان این روند شروع شه!
ضمنا!! دیگه نبینم در شیوه های تربیتی عمه دخالت کنی ها!
آفرین عزیزم!!
کیامهر
بیا این میوه ی نوبرانه ات رو ببر زودتر تا باهاش مربا درست نکردم!!!
به بـــــــــــــــه، چه مکالمات عمیق و تعمق بر انگیزی اینجا بین عمه و برادرزاده اش رد و بدل میشه
ماشالله
این مکالمات عمیق، چه نکات مهم و ویژه ای رو به ادم تفهیم میکنند
بسی لذت بردیم
خوشوقتم که به محضر دوستان عزیزم برسونم ، من هم عمه میشم در این امر مبارک و هم خاله
درباره فحشها روی من حساب نکنید پس
ااااااااا؟
پس مبارکه دلی جان!
خوب شد گفتی خواهر!
پس نوبت های اجابت مزاج این گل هنوز نشکفته رو از الان بین خودمون دوتا تقسیم میکنیم!
دستشویی کوچیکش با تو
دستشویی بزرگش با من
حمام بردنش با پدر بزرگوارش
و احیانا شیر دادن و اینهایش را هم مادر گرامی اش به عهده میگیرند!
خسته نباشیم جمیعا!!!
از تقسیم کارت خوشم اومد تیراژه
ولی من باید بیشتر بغلش کنمااا
اگر اجازه بدین من تقسیم کار کنم
بغل با عمه دلی
پی پی با عمه تی تی
پودرشم که با اون عمو قلمبه میلی
هرررر
بابا جونم هم آپدیت کنه مزاحمش نمیشم
ولی تیراژه بعضیا جدی گرفتن قضیه رو
یه نفر که اسم نمیارم الان برام خصوصی گذاشته بود و تبریک گفته بود
به خدا اگه دروغ بگم ...
ما اینیم دیگه برادر! کافیه یه کلوم حرف بزنیم واسه کل جماعت لوطی ها و با مرام ها حجته!!! آره برادر من!
خیلی باحال بود د د د
جدا داره جدی میشه بابک
پس من چی ؟
من تو تقسیم کار جا موندم
اصلا هر وقت نوبرانه تمیز و مرتب بود باهاش بازی می کنم (کار از این سخت تر٬ چه ایثارگری هستم من )
بابک؟؟ آره؟ مبارکه...
چه پست قشنگی، چه کامنتهای قشنگتری
روی کمک من هم حساب کنید. هر وقت میخواستید مرباتون!! رو دعوا کنید!!! اگر بدونید بچه های توی پرکتیسمون چه جوری زهره اشون از من آب میشه. هر وقت سر واکسن زدن ادا درمیارند (بمیرم براشون) دکتره میگه اینها پروین رو لازم دارند. اشم من میاد عین بچهء خود امام حسین میشینند تا دکتر بهشون هر چندتا آمپول دلش میخواد بزنه!!! خلاصه ... ممکنه این قابلیت ما در آینده به دردتون بخوره.